پنام اورمزد بخشاینده بخشایشگر مهربان

سرزمین من سرزمین من سرزمین من سرزمین خفته بر خون سرزمین من سرزمین من
میهن من میهن من میهن من مهین خفته بر خون میهن من میهن من میهن من
ایران من ایران من ایران من ایران خفته بر خون ایران من ایران من ایران من ایران من
تهران من تهران من تهران من تهران خفته بر خون تهران من تهران من تهران من تهران من
ستارخان ستار خان از گور خود به پا خیز به پا خیز به قلب استبداد اسلامی حمله کن حمله کن
بابک بابک دوباره از آذرآبادگان به پا خیز به قلب خلافت اسلامی حمله کن حمله کن حمله کن
ای کورش کبیر سنگهای پاساگارد را کنار بزن به پا خیز به پاخیز نداها و سهرابها را ببین ببین ببین
آسمان آسمان گریه کن گریه کن گریه کن گریه کن گریه کن گریه کن گریه کن گریه کن گریه کن
رستم به پا خیز به پا خیز ببین ببین ندا ها و سهرابها ۱۴ قرن ستم اسلامی ستم اسلامی
اهورا کجا بروم چگونه گریه سر دهم آسمانت می چرخد نداها و سهرابها نقش بر زمین شد

لا لا لا لا دیگه بسته گله لاله بهار سرخ امسال مثل هرساله هنوزم تیر و ترکش قلبو می شناسه
هنوز شب زیر سربو چکمه می ناله نخواب آروم گل بی خار بی کینه نمی بینی نشسته گوله تو سینه

آخه بارون که نیست رگبار باروته سزای عاشقای خوبه ما اینه نترس از گوله دشمن گله لادن
که پوسته شیر پوسته سرزمین من اوجاق گرم سرمای شب سنگر دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

نخواب آروم گله بادومه ناباور گله دل نازکه خسته گله پر پر نگو باد ولایت پر پرت کرده
دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر دوباره قد بکش تا اوج ففواره نگو این ابر بی بارون نمیزاره
مثل یاره دلاور نشکن از دشمن ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره نزاشتن هم صدای رو بلد باشیم
نزاشتن حتی با هم دیگه بد باشیم

کتابهای سفید و دوره می کردیم که فکر شب کلاهی از نمد باشیم

نگو هفتا هزار هفتا هزار مهتاب نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
بخون با من نترس از گوله دشمن بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب
بگو تقوای ما تسلیم و ایثار بگو تقدیر ما صدتا گره داره به پیغان کلاغ ها ی سیاه شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمیاره

نخواب وقتی که هم بغزت به زنجیره نخواب وقتی که خون از شب سرازیر
بخون وقتی که خوندن مئصیت داره بخون با من بیا تا من نگو دیره
سکوت شیشه های شب غمی داره ولی خشم تو مشت محکمی داره
عزیزه جمعه های عشق آزادی کلاغ پروازی با تو عالمی داره عزیزه جمعه های
عشق و آزادی کلاغ پروازی با تو عالمی داره بخواب ای حسرت سفره